حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
53
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
در جلگهء بين فرات و دجله برفع خستگى و گشودن آباديهاى آن قسمت مشغول شدند . يزدگرد چون ديد كه از عهدهء دفاع پاىتخت اجدادى برنمىآيد با بزرگان دربارى و زنان و قسمت مهمّ نفايس خزاين خود به سمت كوههاى غربى نجد ايران حركت نمود و در حلوان اقامت گزيد و خيالش اين بود كه لااقل در معابر تنگ اين قسمت جلوى سيل هجوم عرب را بگيرد . از قضا مقارن فرار يزدگرد طاعون و قحطسالى در ميان ايرانيان بروز كرد و از اين راه نيز لطمات كلى به اين قوم برگشته روز وارد آمد . ايرانيها پلهاى دجله را خراب كردند تا عبور بر عرب ممتنع گردد اما اين جماعت كه بعشق بهشت مرگ را خوار ميشمردند با اسب به آب زدند و ساحل يمين دجله را از ايرانيها پاك كردند تا قايقها باروبنهء مسلمين را به اين طرف شطّ بياورند . سعد و لشكريان او بتدريج آباديهاى حومهء مداين را گرفتند و چون ديگر در پاىتخت ساسانى كسى كه درصدد دفاع آنجا باشد نمانده بود آن شهر بيمانند كه قرنها بر قسمت عظيمى از عالم حكومت ميكرد و مركز ثروت و خزينهء نفايس بود در صفر سال 16 بدست عرب افتاد و غارتگرانى كه به اين شوق فرسنگها راه آمده و سختيها بر خود هموار كرده بودند بهشت موعود را در اين دنيا يافتند و در بردن مال و معاملات زشت نسبت بمغلوبين از حدود انصاف و اعتدال به كلى خارج شدند . يزدگرد تيرهبخت در كوههاى كرمانشاه نيز نتوانست از عرب جلوگيرى كند و پس از دو شكست كه در جلولا و حلوان از جرير بن عبد اللّه بجلى خورد به سمت اصفهان گريخت و عرب به اين ترتيب علاوه بر فتح سراسر جلگهء عراق و سواد دجله در حصارهاى ايران داخلى نيز رخنه كردند چنان كه به سهولت موصل و تكريت را از طرفى و كرمانشاه را از طرفى ديگر مسخر خود ساختند . فتح الفتوح نهاوند در سال 21 بعد از فتح قادسيه سعد بن ابى وقاص باشارهء عمر ببناى شهرى جهت هجرت قبايل عرب از عربستان بعراق پرداخت و كوفهء حاليه را به همين قصد در سال 17 هجرى ساخت و آن شهر كه بتدريج آباد و پرجمعيت شد به علت نزديكى بتدريج جاى حيرهء قديم را گرفت چنان كه بصره ( تاريخ بناى آن بتوسط